|
غم تنهایی
|
||
|
جدایی قصه تلخی ست که از نامش گریزانم |
||
|
درباره وبلاگ
سلام من غزل هستم دختری از شهر نارنج متولد اردیبهشت 1365 مرسی از این که به وبلاگ من سر زدید خواهش میکنم نظرهای نازتون رو از یاد نبرید
فهرست اصلی دوستان
نوشته های پیشین
|
من به اندازه ناديدن تو بيمارم و به شوق نگهت شب همه شب بيدارم ثانيه.روز.زمان.ساعت و من دلتنگم ديگر از هرچه دروغ است و کلک بيزارم خسته از هرچه که بی تو به سرانجام رسيد خسته از شعر و هر صحبت طوطی وارم گرمی وحرم حضورت بدنم را سوزاند نکند خوابم و يارب نکند تب دارم؟ گرم صحبت شدم و هيچ نمی دانستم ساعتی هست که همصحبت اين ديوارم
نوشته شده توسط غزل در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 ساعت 11:6 موضوع: | لینک ثابت |
|
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y H A M E D A L I V E R D I |
||