تبليغاتX
غم تنهایی
 

 

غم تنهایی

 

جدایی قصه تلخی ست که از نامش گریزانم

 

درباره وبلاگ

سلام من غزل هستم دختری از شهر نارنج متولد اردیبهشت 1365 مرسی از این که به وبلاگ من سر زدید خواهش میکنم نظرهای نازتون رو از یاد نبرید


قربان شما غزل

طراح قالب

  RSS  

 

دارم یاد می گیرم فراموشت کنم

دارم یاد می گیرم فراموشت کنم در کلاسی که نه معلم خوبی دارد و نه شاگرد سربراهی .

دارم نداشتن همیشگی ات را دیکته می کنم . روزی هزار بار می نویسم اما نه چشمم به

کاغذ و قلم است نه این دل بهانه گیر تنهایم . دارم یاد می گیرم با خاطره بودنت زندگی کنم

 نه با حس حضور آبی ات تا همیشه تا هروقت که او بخواهد . تا ابد . دارم یاد می گیرم که

بفهمم زندگی چیزی جز شکستها . افتادنها و برخاستن های پی در پی نیست . نردبان

زندگی ام دیگر آنقدر بلند شده که مجبورم پله ها را دوتا یکی کنم ولی انگار از رسیدن ....

خبری نیست . هرچه بالاتر می روم در خاطر دیگران کوچکتر می شوم ولی این اصلا مهم نیست .

هرچه می دوم کمتر می رسم و این هم مهم نیست . دارم فکر می کنم هنوز چیزی وجود دارد

که آنقدر ارزش داشته باشد که بخاطرش اشک بریزم . اشکی که یک روز به پای تو ریخته شده بود .

اشکی که متعلق به تو بود و نه بی وفایی دوستان سهل انگار و نه این زمانه بی رحم ناماندگار

 هم اگر می خواستند نمی توانستند درش بیاورند . شاید خسته باشم این روزها . شاید چیزی بادم نیاید .

 شاید تمام گذشته و آینده را فراموش کرده باشم ولی یادم نرفته هنوز ... منتظرم

 

 

 

 

نوشته شده توسط غزل در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 ساعت 17:46 موضوع: | لینک ثابت

   

T E M P L A T E     D E S I G N E D     B Y     H A M E D     A L I V E R D I

کد
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران

بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد