|
غم تنهایی
|
||
|
جدایی قصه تلخی ست که از نامش گریزانم |
||
|
درباره وبلاگ
سلام من غزل هستم دختری از شهر نارنج متولد اردیبهشت 1365 مرسی از این که به وبلاگ من سر زدید خواهش میکنم نظرهای نازتون رو از یاد نبرید
فهرست اصلی دوستان
نوشته های پیشین
|
تا که بودیم نبودیم کسی کشت ما را غم بی همنفسی
تا که مردیم همه یار شدند خفته بودیم همه بیدار شدند قدر آیینه بدانید چو هست نه در آن وقت که افتاد و شکست...........
نوشته شده توسط غزل در شنبه یازدهم آذر 1385 ساعت 22:30 موضوع: | لینک ثابت عشق ابدی
میدونی کی ثابت میشه که دنیا دوروزه................. وقتی اون کسی که خیلی دوسش داری بهت بگه............. تا آخر دنیا باهاتم
نوشته شده توسط غزل در شنبه یازدهم آذر 1385 ساعت 12:27 موضوع: | لینک ثابت عشق و نفرت
چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت گرفته و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داده زل بزنی و بجای اینکه لبریز از کینه و نفرت باشی حس کنی هنوز دوستش داری چقدر سخته دلت بخواد باز سرت رو به دیوار تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقت دیدنش هیچ چیز چز سلام نتونی بگی چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هات خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوستش داری
نوشته شده توسط غزل در شنبه یازدهم آذر 1385 ساعت 12:3 موضوع: | لینک ثابت
با نگات فهمیده بودم دیگه از عشق خبری نیست قبل از اون فهمیده بودم از عشق توی چشمات اثری نیست چشم تو نه تنها با من با تمام دنیا بد بود اون که قلب تو رو دزدید کارشو چه خوب بلد بود
نوشته شده توسط غزل در شنبه یازدهم آذر 1385 ساعت 10:50 موضوع: | لینک ثابت
هر کسی و دوست داشتی از دستش نده چون شاید دیگه هیچ کس و مثل اون دوست نداشته باشی واگه کسی تو رو دوست داره بی تفاوت از کنارش رد نشو شاید دیگه هیچکی مثل اون تو رو دوست نداشته باشه.
نوشته شده توسط غزل در پنجشنبه نهم آذر 1385 ساعت 21:6 موضوع: | لینک ثابت
دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم
نوشته شده توسط غزل در پنجشنبه نهم آذر 1385 ساعت 20:54 موضوع: | لینک ثابت
خدایا چرا بازی سرنوشت چنین روزگاری به پایم نوشت
نوشته شده توسط غزل در پنجشنبه نهم آذر 1385 ساعت 20:36 موضوع: | لینک ثابت دل شکسته
کاش هرگز به این دنیا نیامده بودم وحال که آمذه ام کاش زودتر مرگم فرا رسد آخر چگونه میتوان در این دنیا زندگی کرد؟ دنیایی که در آن آدمها روزی چند بار عاشق میشوند دنیایی که در آن عشق را تنهادر ویترین کتاب فروشی ها می توان یافت دنیایی که در آن محبت و صداقت مرده و جای آن را بی وفایی و دروغ گرفته دنیایی که در آن دروق عادت بی وفایی قانون و دل شکستن سنت است دنیایی که در آن عشق را باید با بها خرید
نوشته شده توسط غزل در پنجشنبه نهم آذر 1385 ساعت 20:19 موضوع: | لینک ثابت |
|
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y H A M E D A L I V E R D I |
||