|
غم تنهایی
|
||
|
جدایی قصه تلخی ست که از نامش گریزانم |
||
|
درباره وبلاگ
سلام من غزل هستم دختری از شهر نارنج متولد اردیبهشت 1365 مرسی از این که به وبلاگ من سر زدید خواهش میکنم نظرهای نازتون رو از یاد نبرید
فهرست اصلی دوستان
نوشته های پیشین
|
سالها در عزلت خود زیستم و با سکوت و تنهایی زندگیم خو گرفتم فراموش کردم که من هم میتوانم قلب کسی را از آن خود کنم تا این که تو آمدی و با آمدنت در قلبم هنگامه ای از عشق برپا کردی مرا سوزاندی و خاکستر وجودم را به باد سپردی تا به مامن همیشگی عشاق برساند و من قلبم را به تو هدیه دادم پس بمان ........ بمان و یادوارهای غمهایم را با سنگ عشق بشکن و نابود کن دستم را بگیر و از بدیها و شرارتها دورم کن که من با تو هستم و با تو خواهم ماند
نوشته شده توسط غزل در جمعه ششم مرداد 1385 ساعت 11:30 موضوع: | لینک ثابت |
|
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y H A M E D A L I V E R D I |
||